شما اینجا هستید: وی جی مگ > نقد و بررسی > شروع زودهنگام نسل هشتم – نقد و بررسی GTA V
نقد و بررسی

شروع زودهنگام نسل هشتم – نقد و بررسی GTA V

نقد و بررسی GTA V

تا کنون از خود پرسیده اید که از یک بازی ویدئویی چه انتظاراتی دارید ؟ گیم پلی، داستان، گرافیک، موسیقی یا حتی موارد جانبی همچون بخش آنلاین خصوصیات یک بازی ویدئویی هستند که پیدا کردن تمامی آنها در کنار یکدیگر آن هم در سطحی بالا این روز ها کمی سخت شده است. حال اگر بگوییم عنوانی وجود دارد که تمامی موارد اشاره شده را در بالاترین سطح ممکن ارائه می کند چه‌ ؟

بسیاری از بازیساز ها به این مسئله اعتقاد دارند که نباید در زمان معرفی و نمایش ویدئو های تبلیغاتی انتظار بازیباز را بالا برد. زمانی که بازیباز انتظار چیزی فراتر از محصول نهایی را دارد، در زمان تجربه آن سرخورده شده و از بازی مورد نظر به عنوان محصولی ناامید کننده یا حتی ضعیف یاد می کند. نکته ای که در طول سال های گذشته به دفعات برای سازندگان مختلف اتفاق افتاده است. حال عنوانی را تصرف کنید که حتی به صورت ناخواسته و تنها از سوی بازیباز ها به قدری سطح بالا تصور می شود که شاید هر سازنده ای را بترساند.

GTA V یکی از آن دست بازی هایی است که پیش از انتشار طرفداران و بازیباز ها خود به خود آن را بزرگ می کنند. همین مورد می تواند به عنوان خطری برای سازنده شناخته شود. خطری که اگر آن را به خوبی مدیریت نکند در نهایت منجر به شکستی سخت و جبران ناپذیر می شود. پنجمین قسمت از سری بازی های GTA نه تنها تمامی موارد اشاره شده در ابتدای متن را ارائه می کند بلکه با وجود انتظارات بالا آنها را پشت سر گذاشته و تبدیل به محصولی می شود که پیدا کردن نقص در آن کاری سخت یا شاید حتی امکان ناپذیر باشد.

GTA V عنوانی است که از همان ابتدا قدرت و بزرگی خود را نشان داده و تا انتها به بازیباز یا هر شخص دیگری نشان می دهد که نه تنها یکی از بهترین بازی های ساخته در تمام طول تاریخ است بلکه به راحتی یکی از بهترین محصولات موجود در زمینه سرگرمی است. عنوانی که توانایی تبدیل شدن به زندگی دوم بازیباز را در اختیار دارد. در طول این نسل بودند بسیاری از بازی ها که سعی داشته اند مرز های میان بازی و سینما را شکسته و تبدیل به محصولی ایده آل شوند.

هرچند تعدادی از عناوین موفق به این کار شده اند اما راکستار با تولید GTA V نشان داده که آنها در تمام این سال ها هیچ کاری نکرده و چیزی به صنعت بازی های ویدئویی اضافه نکرده اند. بازی مساوی است با سرگرمی که در ادامه می تواند شاخه های دیگر را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. عنوانی که قصد داریم به بررسی آن بپردازیم نه تنها سرگرمی مورد نظر را حتی فرا تر از انتظار در دسترس بازیباز قرار می دهد، بلکه به هالیوود نشان می دهد که داستان سرایی مدرن چه معنایی داشته و به غول های گرافیکی همچون اپیک و کرایتک یادآوری می کند که گرافیک تنها انباشته ای از افکت های پر زرق و برق نیست.

راکستار در سال 2013 میلادی زنگ خطر را برای سازندگانی به صدا در آورده است که حتی تا 5 سال آینده قصد دارند عنوانی قدرتمند تولید کنند. زنگ خطری که یوبی‌سافت با آن همه اعتماد به نفس را با خبر کرده و این شرکت بین المللی را مجبور کرد، بازی پر خرج خود را با تاخیری چند ماه عرضه کند. پس آماده شوید برای سفری طولانی، هیجان انگیز و فراموش نشدنی به شهر لوس سانتوس. شهری که این روز ها تبدیل به بهشت بازیباز ها شده است.

فرصتی برای خیانت نیست

شخصیت اصلی داستان با فردی دیگر دوست می شود. در ادامه بنا به دلایلی فرد اشاره شده به شخصیت اصلی خیانت کرده و در انتهای داستان تبدیل به شخصیت منفی اصلی می شود. راکستار این خط داستانی تکراری را تا کنون در تمامی بازی های گردش آزاد خود مورد استفاده قرار داده است. حتی Bully نیز از این قاعده مستثنی نیست. شخصا با این خط داستانی مشکل داشته و انتظار داشتم که باز هم شاهد نسخه ای از این داستان در GTA V باشم. با این حال راکستار به عبارتی طی یک غافل گیری خیانت را از اصل داستان تبدیل به عاملی جانبی کرده و به خوبی توانسته داستانی جدید با جذابیت های فراوان را شکل دهد.

داستان از جایی شروع می شود که مایکل و ترور به عنوان قهرمان های داستان چند سال قبل از خط داستانی اصلی در سرقت بانکی با مشکل مواجه شده، در ادامه ترور فرار کرده و مایکل برای نجات یکی از اعضای تیم زخمی شده و باقی می ماند. در ادامه زمانی که به شهر لوس سانتوس می رسیم با مایکلی روبرو می شویم که طی همان سرقت قدیمی وارد برنامه محافظت از شاهدین شده و با در اختیار داشتن ثروتی که طی سرقت های قبلی به دست آورده زندگی خوبی (البته تنها از لحاظ مالی) را برای خود شکل داده است.

از آن سو ترور در شرایط آنچنان مناسبی به سر نبرده و همچنان فکر می کند مایکل طی آن سرقت جان خود را از دست داده است. بخش دیگری از داستان بازی به جوانی سیاه پوست با نام فرانکلین ارتباط پیدا می کند که سعی دارد مسیری طولانی را یک شبه رفته و تبدیل به فردی ثروتمند شود. هرچند ترور و مایکل از گذشته یکدیگر را شناخته و البته در برخورد دوباره صحنه های جالب توجهی را شکل می دهند اما در نهایت این سه شخصیت با یکدیگر آشنا شده و تصمیم می گیرند در کنار هم کار کنند.

وجود پیچش های فوق العاده داستانی در میانه راه و شخصیت پردازی بی نظیر هر کدام از این سه شخصیت در نوع خود مثال زدنی و البته نشان از قدرت تیم نویسنده بازی دارد. این در حالی است که هر کدام از شخصیت های جانبی نیز پرداخت مناسبی داشته و تعامل آنها با سه قهرمان اصلی داستان جالب توجه است. کلیت داستان بازی به نسبت عناوین قبلی سری پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده اما این دیالوگ هاست که کلید اصلی موفقیت GTA V  به عنوان یک بازی با داستان قدرتمند و داستان سرایی مناسب است.

دیالوگ های رد و بدل شده ما بین شخصیت ها و به خصوص ترور شاید در هیچ بازی دیگری یافت نشوند. راکستار بعد از چند سال برای بار دیگر توانسته دنیای تبهکار ها را به بهترین شکل ممکن نمایش داده و البته نتیجه کار های انجام شده را نیز به خوبی نشان دهد. در نهایت بایستی به یک سری سکانس کلیدی همچون صحنه شکنجه اشاره کرد که نشان از جرات تیم سازنده داشته و هر چند به راحتی قابل حذف بوده اما در پرداخت بهتر شخصیت ترور نقش کلیدی ایفا می کند.

هالیوود تسلیم می شود

اگر به یاد داشته باشید در نقد مافیا به این نکته اشاره کردیم که چرا این عنوان با وجود تمرکز روی حالت داستانی و دوری از ساختار GTA نتوانست موفقیت عنوان اول را تکرار کند. یکی از اصلی ترین دلایل عدم موفقیت مافیا 2 طراحی مراحل آن بود که به هیچ وجه از لحاظ جذابیت در سطح عنوان اول قرار نمی گرفت. در مقابل هر چند تمرکز سری بازی های GTA بیشتر روی گردش آزادانه و محیطی بزرگ قرار دارد اما سازندگان آن در راکستار به یک نکته توجه داشته اند.

نکته ای که باعث شده این سری هیچ گاه دچار ضعف در طراحی مراحل نشود، توجه به خواسته های بازیباز و البته ایجاد روندی متنوع و جدید بود. هنوز هم اگر نسخه های قدیمی از سری را برای بار دوباره تجربه کنید متوجه می شوید که در آن زمان هیچ عنوانی از لحاظ طراحی مراحل حتی شبیه به GTA نبوده. همین روال در قسمت پنجم نیز تکرار شده است. اما چه چیزی باعث شده بعد از این همه سال ها و با ارائه هر نوع مرحله ای GTA V چیز جدیدی برای ارائه به مخاطب داشته باشد. جواب این سوال در حضور سه شخصیت قابل بازی است.

تا کنون هیچ عنوان گردش آزادی این جرات را به خود نداده که چند شخصیت قابل بازی در هر لحظه را به این شکل در اختیار بازیباز قرار دهد. هر چند بودند بازی هایی که در بازه های مختلف شخصیت های متفاوتی را در اختیار بازیباز قرار دهند اما هیچ کدام حتی به این سطح نرسیده بودند که در همان حالت تک شخصیتی به سطح کیفی GTA نزدیک شوند. از این موضوع که بگذریم بایستی به سیستم سه شخصیت اشاره کنیم که چه قابلیت هایی را در اختیار بازیباز قرار داده و به چه شکلی کار می کند.

بعد از گذشت مدتی از شروع بازی در نهایت هر سه شخصیت به بازیباز معرفی شده و بازیباز می تواند هر کدام را به دلخواه انتخاب کند. همین سیستم انتخاب به صورت کلی در دو شاخه متفاوت قرار می گیرد. زمانی که بازیباز در حالت آزادانه و خارج از ماموریت باشد هر کدام از این شخصیت ها مشغول به انجام کاری در نقطه ای از محیط بازی هستند. بازیباز با انتخاب آنها به یکباره وارد نمای بالای نقشه شده و در ادامه به شخصیت مورد نظر خود دسترسی پیدا می کند. یکی از بزرگ ترین نکات مثبت بازی همین مورد است. پیش تر از این بازی ها از دو فرمول بسیار ساده برای انتخاب شخصیت ها استفاده می کردند.

در این فرمول ها یا شخصیت بلافاصله در همان نقطه تعویض می شد یا در نقطه دیگر به صورت کاملا آماده و ایستاده قرار داشت. راکستار برای دوری از این حالت کلیشه ای یک سری فعالیت خاص را برای هر کدام از شخصیت ها تعیین کرده که در زمان انتخاب نشدن از سوی بازیباز مشغول به انجام آنها هستند. جالب است که تعداد این فعالیت ها به قدری بالا است که در کمتر زمانی بازیباز با دو موقعیت مشابه از یک شخصیت روبرو می شود. این در حالی است که هر کدام از این سرگرمی ها یا اتلاف وقت ها کاملا با خصوصیات شخصیت ها در یک راستا هستند. به طور مثال می توان به ترور اشاره کرد. ترور شخصیت کاملا دیوانه دارد که هیچگاه نمی توان آن را پیش بینی کرد.

در مواقع مختلف زمانی که بازیباز او را انتخاب می کند با موقعیت هایی همچون تعقیب و گریز، بیهوش در قله کوه یا حتی درگیر با مردم شهر می یابد. در مقابل شخصیت خوش گذران مایکل مساوی است با موقعیت هایی همچون حضور در رستوران، دیدن فیلم یا پیگیری یک مسابقه تنیس. همین روال در رابطه با فرانکلین اما با موقعیت های متفاوتی همچون شرکت در مسابقات غیر قانونی رانندگی تکرار می شود. راکستار به قدری دنیای بازی را گسترده طراحی کرده که هیچ گاه شما با موارد تکراری یا خسته کننده در این زمینه روبرو نمی شوید. در ادامه بایستی به سیستم اشاره شده طی انجام ماموریت ها اشاره کنیم.

به جز یک سری از ماموریت ها که تنها توسط یکی از شخصیت ها دنبال می شوند در بسیاری از بخش های داستان دو یا هر سه شخصیت به صورت مشترک در طول ماموریت نقش خود را ایفا می کنند. بهترین نمونه در این زمینه مربوط به یکی از مرحله ها می شود که طی آن بازیباز بایستی فردی را به گروگان گرفته و او را به مکان مشخص شده انتقال دهد. اگر این ماموریت در عنوان قبلی سری طراحی می شد در نهایت با یک تعقیب و گریز، از بین تعدادی اتومبیل و در نهایت گروگان گیری به اتمام می رسید اما اینجا حضور سه شخصیت همه چیز را تغییر داده است.

در این قسمت ترور با توجه به قابلیت هایش کنترل هلیکوپتر حامل مایکل را بر عهده گرفته و در سوی دیگر فرانکلین با یک اسلحه دور برد ساختمان مورد نظری که هدف در آن قرار دارد تا تحت نظر دارد. در ادامه بازیباز می تواند با انتخاب ترور هلیکوپتر را به کنار ساختمان رسانده، در ادامه با تغییر شخصیت به مایکل بازیباز از طنابی آویزان شده و پشت شیشه مورد نظر می رسد. در اینجا مایکل شیشه را شکسته و هدف را از پشت می گیرد. در این نقطه بازیباز می تواند به وسیله مایکل دشمن های حاضر در اتاق را از بین برده یا با تغییر به فرانکلین آنها را بدون هیچ مشکلی و با اسلحه اشاره شده از پا در آورد. در ادامه نیز این گروگان گیری به پایان نمی رسد.

بازیباز دوباره می تواند به ترور تغییر کرده و هلیکوپتر را کنترل کند یا با مایکل و فرانکلین دیگر هلیکوپتر هایی که گروه را تعقیب می کنند از بین ببرد. ساختار تنوع پذیر و وجود انتخاب های متعدد در عنوانی این چنینی مثال زدنی بوده و تا کنون شاهد آن نبوده ایم. همین موضوع باعث می شود که نه تنها غنای طراحی مراحل به خوبی دیده شود، بلکه بازیباز با روندی تکراری و کلیشه ای همچون گذشته روبرو نشود.

سرقتی به یاد ماندنی

بخش دیگری که طی ماموریت های اصلی برای اولین بار در GTA V معرفی شده، سرقت هاست. در این ماموریت ها که طی بازه های مختلف داستان بازیباز بایستی آنها را انجام دهد، هدفی به عنوان محل سرقت می شخص شده و تیم وظیفه پیدا می کند که خود را برای این سرقت آماده کند. نکته قابل توجه این است که ساختار این سرقت ها حتی از ماموریت های اصلی نیز متنوع تر بوده و انتخاب های متعددی را در مقابل بازیباز قرار می دهد. در همین زمینه می توان به اولین سرقت که مربوط به یک جواهر فروشی است اشاره کرد.

بازیباز بعد از بررسی محیط اطراف جواهر فروشی این امکان را به دست می آورد که طی دو روش مختلف سرقت را انجام دهد. در روش اول همچون عناوین قبلی سری بازیباز به یکباره وارد جواهر فروشی شده، مقداری از جواهر را برداشته و در ادامه بایستی طی تعقیب و گریزی از پلیس ها فرار کند. اما در روش دوم بازیباز می تواند طی روشی ماهرانه ابتدا حاضرین در فروشگاه را بیهوش کرده سپس با هک کردن سیستم امنیتی تاخیری را در خبررسانی به پلیس ها به وجود آورده و در نهایت با فرار از پلیس ها به نقطه نهایی برسد.

نکته قابل توجه اینجاست که دسترسی به هر کدام از روش ها به نوعی نیازمند فعالیت های آماده سازی است که آنها نیز به صورت ماموریت در اختیار بازیباز قرار می گیرند. به طور مثال برای انجام سرقت از طریق روش دوم ابتدا بایستی محیط اطراف جواهر فروشی به دقت بررسی شده، در ادامه کامیون حامل گاز بیهوشی را به سرقت برده و در ادامه هکری را نیز استخدام کنید که سیستم امنیتی را از کار بیندازد. تمامی روال توضیح داده شده به خودی خود دارای جذابیت فراوانی بوده و شباهت بسیاری به آثار سینمایی در این سبک دارد.

حال این نکته را نیز در نظر بگیرید که خلاقیت سازندگان به همین جا ختم نشده و بازیباز پیش از انجام سرقت بایستی تیم خود را از میان تعداد زیادی گزینه مختلف با سطح مهارت و البته درصد برداشت مختلف انتخاب کند. نکته ای که چند ماه پیش Payday 2 در انجام آن یعنی رسیدن به نهایت جذابیت یک سرقت که پیش از این در فیلم ها به نمایش در آمده بود موفق نشده بود، اینبار راکستار به راحتی انجام داده است. در ادامه بایستی به ماموریت های جانبی نیز اشاره کنیم. در عناوین قبلی سری اکثر ماموریت های جانبی تنها به رساندن بسته های مختلف یا رفتن از نقطه A به B خلاصه می شدند اما اینبار تیم سازنده تمرکز بسیاری روی این بخش از بازی داشته است.

همین مسئله باعث شده در بسیاری از ماموریت های جانبی شاهد طراحی خوبی باشیم که حتی می تواند در سطح ماموریت های اصلی عناوین قبلی نیز قرار گیرد. دیگر نکته مثبت ماموریت های جانبی مربوط به نحوه ارائه آنها می شود. هر چند تعدادی از ماموریت ها با پیشروی در خط داستانی آزاد می شوند اما تعداد بسیاری از آنها با انجام کار های خاصی در بازی در اختیار بازیباز قرار می گیرند. به طور مثال می توان به خریداری یک لنگرگاه و آزاد شدن ماموریتی خاص برای پیدا کردن تکه های زیر دریایی غرق شده یا ارتباط با فرقه ای از طریق اینترنت و به سرقت رفتن لباس های شخصیت اصلی اشاره کرد.

موارد این چنینی در تعداد بالا طراحی شده این قابلیت را در اختیار دارند که بازیباز را برای ساعت ها سرگرم کنند. حتی جالب است بدانید که آیتم های قابل پیدا کردن که در گذشته تنها ارزش امتیازی داشتند اینبار با وسعت و تعدادی بالاتر در گوشه های محیط بازی پخش شده و ارتباط مستقیمی نیز با تعدادی از ماموریت های جانبی دارند. هیچ چیز در GTA V جنبه ظاهری نداشته و به صورت مستقیم در گیم پلی نقش دارند. این مسئله حتی در رابطه با مسابقات غیر قانونی اتومبیل رانی یا ورزش هایی همچون تنیس یا گلف نیز ارتباط پیدا می کند که در ادامه بیشتر به آنها می پردازیم.

نقد و بررسی GTA V

فراتر از انتظارات

عنوانی همچون GTA که تمرکز خود را روی گردش آزاد گذاشته نیازمند محیطی بسیار غنی و گسترده است تا بتواند در این راستا بازیباز را به خود جذب کند. راکستار نه تنها در این زمینه بزرگ بودن بازی را ملاک قرار داده بلکه در کنار آن سعی کرده جزییات فراوانی را در این محیط بزرگ قرار دهد. اگر اندازه GTA V با شماره های قبلی مقایسه کنیم به این نتیجه می رسیم که تمام نقشه شماره چهارم تنها بخش شهری و چیزی در حدود یک سوم کل قسمت پنجم را پوشش می دهد. نکته قابل توجه در رابطه با این محیط بزرگ تنوع آن است.

بر خلاف قسمت پیشین که بیشتر محیط مربوط به شهر می شد اینبار تنها بخشی از بازی به صورت شهر مدرن طراحی شده و قسمت های دیگر آن به از محیط های صحرایی، کوهستانی و ساحلی تشکیل شده است. همین موضوع در ادامه جزییات بسیاری را با خود به همراه داشته و این فرصت را در اختیار بازیباز قرار داده که بدون احساس خستگی در محیط بازی حرکت کند. یکی از ضعف های GTA San Andreas بخش های بزرگی از نقشه اصلی بود که بدون هیچ استفاده ای تنها وسعت بازی را افزایش یافته بودند.

همین مسئله از لحاظ وسعت در بازی تکرار شده اما در رابطه با کاربرد و وجود جزییات شاهد بهبود قابل توجهی هستیم. به طور مثال بازیباز می تواند در بخش های کوهستانی به شکار پرداخته، در محیط های صحرایی به دنبال تبهکار ها رفته و آنها را دستگیر کند یا در ساحل جت اسکی، قایق یا زیر دریایی به دست آورده و وارد آب شود. جالب است بدانید که نه تنها سطح محیط بازی دارای جزییات بالایی است بلکه راکستار حتی به زیر آب نیز توجه داشته و سعی کرده المان های مختلفی را در این بخش قرار دارد.

از تکه های زیر دریایی غرق شده گرفته تا فضاپیمای سقوط کرده آدم فضایی ها و کوسه ها که هر لحظه بازیباز را تهدید می کنند از جمله مواردی هستند که دنیای زیر آب GTA V را شکل می دهند. اشاره کوتاهی به وسایل نقلیه آبی شد بد نیست بدانید که لیست ارائه شده از سوی بازی در راستای وسایل نقلیه زمینی و هوایی هیچ رقیبی ندارد. از اتومبیل، ATV، موتورسیکلت و کامیون های مختلف گرفته تا انواع هواپیما های نظامی و غیر نظامی، هلیکوپتر و حتی بالون هوایی در بازی طراحی شده و بازیباز می تواند از آنها استفاده کند.

البته سازندگان تنها به بحث کمی توجه نداشته و سعی کرده اند از لحاظ کیفی نیز تجربه رانندگی با انواع وسایل نقلیه را ارتقا دهند. دیگر همچون قسمت چهارم حرکت اتومبیل ها شبیه به قایق نبوده و فیزیک اتومبیل ها و نحوه فرمان پذیری آنها شباهت فراوانی به واقعیت و البته عناوین ریسینگ دارد. سازندگان بازی حتی قابلیت شخصی سازی اتومبیل ها را نیز از یاد نبرده و به آن توجه داشته اند.

چند بازی در یک بسته

به جز وجود جزییات محیطی بخش دیگری از بازی به صورت فعالیت های جانبی طراحی شده است. بعد از معرفی اولیه اینترنت در نسخه پیشین اینبار دیگر وبسایت ها به وسیله تلفن همراه همیشه در کنار بازیباز بوده و نقش پر رنگی را ایفا می کنند. بازیباز به وسیله اینترنت می تواند در معاملات املاک وارد شده، اتومبیل، هلیکوپتر یا هواپیما خریداری کرده و حتی در بازار بورس شرکت کند. بله درست متوجه شدید بازار بورس به شکلی کاملا واقعی در GTA V وجود داشته و یکی از جذاب ترین فعالیت های جانبی آن است.

بازیباز می تواند از میان دو رقیب تجاری سهام یکی را خریداری کرده و بعد از تخریب اموال شرکت رقیب سهام خود را از لحاظ قیمت افزایش دهد. در مقابل حتی این امکان نیز وجود دارد که بازیباز مغازه های مختلفی را خریداری کرده و سودی را به عنوان درآمد هفتگی به دست آورد. در ادامه بایستی به یکی دیگر از فعالیت جانبی که در اصل ورزش است اشاره کنیم. از دوچرخه سواری و مسابقه دویدن گرفته تا گلف و تنیس به شکل خوبی در بازی طراحی شده و البته همان طور که توضیح دادیم نقش مستقیمی در گیم پلی بازی ایفا می کنند.

سازندگان با قرار دادن مهارت های مختلف برای هر کدام از شخصیت ها در اصل باعث شده اند که انجام فعالیت های مختلف در پیشرفت و ارتقا شخصیت ها نقش مستقیمی داشته باشند. به طور مثال می تواند به مسابقه های دوچرخه سواری اشاره کرد که در طولانی مدت میزان استقامت شخصیت را افزایش می دهد. همین سیستم مهارت ها در بخش های مختلف نیز وجود داشته و با توجه به فعالیت های بازیباز به صورت خودکار ارتقا پیدا می کنند. در اصل المان های به اصطلاح نقش آفرینی بازی به صورت ارتقا تحت مهارت عمل می کند. سیستمی که شباهت فراوانی به اسکایریم داشته و از ساختاری مشابه استفاده می کند.

این کارآگاه خسته

هر چند بازیباز ها در گذشته انتظار ارائه گیم پلی ای مشابه با عناوین شوتر در این بخش های گیم پلی از GTA نداشتند اما با این حال نمی توان ضعف های این قسمت در گذشته چشم پوشی کرد. بعد از ساخت و انتشار مکس پین 3 توسط راکستار به نظر می رسد این استودیو از مکانیک های شوتر آن عنوان در GTA V نیز استفاده کرده است. با وجود ضعف های مختلف در زمینه داستانی سرایی مکس پین 3 همگان به نکات قوت مکانیک های شوتر آن اشاره کرده بودند. حال فرض کنید، ساختار شوتر عنوانی کاملا اکشن وارد GTA V شده که تا قبل از این عنوان حرفی برای گفتن در زمینه اشاره شده نداشت.

نحوه سنگر گیری، دوربین روی شانه و حتی هدف گیری و تیر اندازی هیچ ضعف خاصی ندارد. شاید حتی در بسیاری از مواقع GTA V در زمینه شوتینگ از بازی های شوتر سوم شخص امروزی بهتر ظاهر شود. یکی از نکات برجسته این بخش مربوط به انیمیشن های حرکتی که می شود که به وسیله همان سیستم تحت فیزیک مکس پین طراحی شده و باعث شده شوتر بازی به خوبی شناور و سریع شود. سازندگان بازی برای ارتقا این بخش حتی قابلیتی را برای هر کدام از شخصیت ها طراحی کرده اند که الهام گرفته از Red Dead Redemption است.

با فعال کردن این قابلیت مایکل به صورت صحنه آهسته به دشمن ها تیر اندازی کرده و ترور وارد حالتی مانند Rage Mode می شود که طی آن صدمات وارده به دشمن ها افزایش پیدا می کند. در مقابل فرانکلین با توجه به مهارتی که در رانندگی دارد با فعال کردن قابلیت خود می تواند زمان کوتاهی را به صورت صحنه آهسته رانندگی کند. نکته قابل توجه این است که حتی قابلیت های اشاره شده در طولانی مدت و بعد از استفاده ارتقا یافته و زمان بیشتری در اختیار بازیباز قرار می گیرند.

این گروه رویایی

تمامی توضیحاتی که در رابطه با بخش های مختلف بازی ارائه کردیم تنها به حالت تک نفره اختصاص می یافتند. راکستار برای افزایش کیفیت بازی بخش آنلاینی تحت عنوان GTA Online را نیز طراحی کرده که نسخه پیشرفته حالت چند نفره قسمت چهارم است. در این بخش جداگانه 16 بازیباز می توانند به صورت همزمان به بازی متصل شده و با یکدیگر خط داستانی موجود یا ماموریت های چند نفره را انجام دهند. این فرصت در اختیار بازیباز قرار دارد که همچون مکس پین 3 بازیباز ها در قالب گروه ها قرار گرفته و به رقابت با یکدیگر بپردازند.

جالب است بدانید که حتی Crew های طراحی شده در مکس پین 3 به وابسته استفاده از Rockstar Social Club به این عنوان منتقل می شود. بازیباز در این حالت به نوعی این فرصت را در اختیار دارد که همان اندک محدودیت های بخش تک نفره را نیز دور ریخته و با آزادی عمل بالایی به تجربه بازی بپردازد. به طور مثال قابلیت طراحی شخصیت یا خریداری خانه های متعدد برای جمع شدن اعضای گروه در یک جا وجود داشته و بازیباز ها می توانند برای طراحی نقشه های خود در این محل ها فعالیت های خود را دنبال کنند.

جلوه ای از زیبایی طبیعت

در ابتدای متن به این نکته اشاره کردیم که GTA V حتی در زمینه گرافیک، موسیقی و صداگذاری نیز یکی از بهترین عناوین این نسل و تمام تاریخ بازی های ویدئویی است. هر چند شاید از نگاه تکنیکی بازی های برتری نیز روی کنسول های این نسل وجود داشته باشند اما زمانی که وسعت بازی و پایداری آن را در نظر بگیریم GTA V هیچ رقیبی ندارد. بافت های با کیفیت در کنار افکت های گرافیکی مناسب برای وضعیت های هوایی مختلف باعث شده اند تا از نظر بصری تنوع قابل توجهی به وجود آید.

در ادامه بایستی به نورپردازی بازی در روز، غروب و شب اشاره کرد. در هر کدام از این ساعات روز نورپردازی بازی کاملا متفاوت بوده و حتی در بعضی مواقع منظره های فوق العاده ای را شکل می دهد. راکستار با نمایش گرافیکی که تحت عنوان پنجمین قسمت از این سری داشته به خوبی نشان داده که بهترین سازندگان در این نسل کار خاصی نکرده اند. GTA V حتی در زمینه اجرای پایدار از لحاظ فریم ریت و به نمایش در آمدن بافت ها نیز ضعف های نسخه پیشین را برطرف کرده است. اینبار در بازی کمتر شاهد بارگذاری دیر هنگام بافت ها هستیم که برای عنوانی در این سطح نکته ای مثبت به شمار می رود.

در نهایت بایستی به مدل سازی شخصیت ها و وسایل نقلیه نیز اشاره کرد که کیفیت بسیار بالایی دارند. زمانی شخصیت ها جلوه های کاملا طبیعی از خود به نمایش در می آورند که با انیمیشن های بی نظیر و البته تحت فیزیک بازی همراه می شود. حتی مردم شهر نیز از این قاعده مستثنی نبوده و ضعف خاصی در آنها دیده نمی شود. در ادامه بایستی به موسیقی و صداگذاری بازی نیز اشاره کنیم. همچون نسخه های پیشین اینبار نیز تعداد زیادی موسیقی تحت لایسنس در بازی وجود دارند که کانال های رادیویی از آنها استفاده و تنوع بالایی دارند.

این مسئله در کنار صداگذاری بسیار خوب بازی و البته شخصیت ها قرار می گیرد. هر کدام از سه شخیصت اصلی به خوبی از عهده وظیفه خود برآمده و کمک فراوانی به ارتقای داستانی کرده اند. تمامی موارد توضیح داده شده به خوبی نشان می دهند که ادعاهای مطرح شده از سوی راکستار واقعیت داشته و GTA V یکی از بهترین عناوین سری یا شاید بهترین آن باشد.

در کنار این موضوع GTA V به خوبی نشان می دهد که چگونه بازی می تواند چارچوب های تعیین شده را شکسته و به خوبی گیم پلی سرگرم کننده و جلوه های سینمایی در کنار روایتی مناسب از داستان را یک جا ارائه کند. مسئله ای که شاید تنها راکستار و در نسل آینده موفق به انجام آن شود. در نهایت اگر نمی توانید تا عرضه کنسول های نسل بعد صبر کنید، آنچنان هم کار سختی را پیش رو ندارید. کافیست برای مدتی هم که شده به وسیله GTA V سرگرم شوید. عنوانی که به خوبی ارتقا سطح کیفی بازی ها در نسل آینده را نشان می دهد.

نقد و بررسی GTA V

1 نظر

برای ارسال نظرتان اینجا کلیک کنید