شما اینجا هستید: وی جی مگ > مهمترین ها > نقد و بررسی بازی Wolfenstein The New Order
مهمترین ها نقد و بررسی

نقد و بررسی بازی Wolfenstein The New Order

بازگشت به قلعه ولفنشتاین

سبک شوتر اول شخص یکی از آن ژانر هایی است که طی سال های گذشته تغییرات بسیاری داشته و اکنون شباهت آنچنانی به ابتدای کار خود ندارد. در سال های دور زمانی که استودیو هایی همچون id Software در اوج قرار داشتند، نوآوری و طراحی مراحل پیچیده به عنوان المان های همیشگی شوتر های اول شخص شناخته می شدند. روندی که با اوج گیری سری بازی های Call of Duty به کلی فراموش شد. اکنون این سوال به وجود می آید که آیا شوتری با ساختار قدیمی می تواند در مقابل رقیبان فعلی حرفی برای گفتن داشته باشد. شاید یکی از آخرین بازمانده های دوران اوج شوتر ها ولفنشتاین باشد. عنوانی که با سابقه بسیار خوب در این سال ها کمتر مورد توجه قرار گرفته و زیر سایه عناوین اکتیویژن ناپدید شده است. با این حال در سال 2009 میلادی استودیوی ریون با ساخت نسخه ای جدید سری تا حدودی توانست حال و هوای سال های دور را زنده کند. ولفنشتاین که در سل 2009 عرضه شد هر چند در سطح بهترین بازی های روز قرار نمی گرفت اما با استفاده از المان های کلاسیک سبک شوتر اول شخص و البته ارائه طراحی مراحل پیچیده بی شک یکی از استاندارد ترین بازی های زمان خود بود. تغییر سازنده و محو شدن ریون توسط اکتیویژن این فرصت را در اختیار استودیوی تازه تاسیس ماشین گیمز قرار داده تا به کمک زنیمکس جدید ترین عنوان از این سری را روانه بازار کند. The New Order هر چند باز هم به عنوان محصولی عالی نمی تواند خود را معرفی کند اما در هر صورت باز هم نشانه هایی از دوران طلایی شوتر اول شخص را در اختیار داشته و توانایی سرگرم کردن بازیباز های به خصوص قدیمی را در اختیار دارد.

wolfenstein tno-1

wolfenstein comp

یک قدمی مرگ

داستان بازی برای بار دیگر در رابطه با بی جی بلازکوویچ شخصیت همیشگی سری است. در ابتدای بازی قهرمان اصلی را می بینیم که به همراه دیگر سرباز های آمریکایی قصد دارد به قلعه Deathshead را پیدا کرده و ژنرال استرایس معروف را از پا در بیاورد. نقشه آنطور که باید پیش نرفته و در این بین نه تنها بلازکوویچ بسیاری از همراهان خود را از دست می دهد، بلکه در نهایت توسط استرایس دستگیر می شود. قهرمان داستان موفق می شود از قلعه فرار کند اما در لحظه آخر با برخورد تکه های آهن به وجود آمده از انفجار بیهوش می شود. آلمان ها پیروز شده و بلازکوویچ به مدت چهارده سال تبدیل به تکه گوشتی بی جان در تیمارستان می شود. در نهایت بازیباز کنترل او را به دست گرفته وطی اتفاقاتی از تیمارستان فرار می کند. اینجاست که بخشی اصلی داستان شروع شده و بلازکوویچ تصمیم می گیرد همچون گذشته نیروهای مقاومت را پیدا کرده و با کمک آنها استرایس و ارتش ناتزی را برای همیشه شکست دهد. اولین تغییر اساسی در داستان بازی مربوط به فضاسازی می شود. برخلاف تمامی عناوین قبلی که داستان را در فضای جنگ جهانی دوم روایت می کردند اینبار همه چیز تغییر کرده و به سال 1960 میلادی منتقل شده است. آلمان ها در جنگ جهانی پیروز شده و کنترل تمامی دنیا را به دست گرفته اند. تمامی شکل و شمایل ظاهری شهر های مختلف همچون لندن تغییر کرده و دیگر چیزی به نام آمریکا با ساختار همیشگی اش وجود ندارد. آلمان ها در انتهای جنگ جهانی موفق به ساخت بمب اتم شده و از آن در خاک آمریکا استفاده کرده اند. سازندگان بازی به خوبی توانسته اند، جو جدیدی برای سری و به کلی داستان های مختلف با حضور ناتزی شکل دهند که به عنوان یکی از نکات مثبت بازی شناخته می شود. در مقابل این تنها ظاهر ساختمان ها و شهر ها نیست که تغییر کرده. نبود رقیب قابل توجه برای آلمان و وجود مسیری ساده برای پیشرفت عملا باعث شده، ناتزی از فناوری های روز در ارتش و دیگربخش های خود استفاده کنند. به طور مثال آنها موفق شده اند، انواع و اقسام ربات های غول پیکر یا سگ های مکانیکی را طراحی کنند. از سویی بایستی به این نکته نیز اشاره کرد که هر چند فضاسازی بازی بی نقص است اما در نهایت این قابلیت را در اختیار ندارد تا داستانی قابل توجه را ارائه کند. همچون تمامی شوتر های قدیمی که تمرکز خود را روی طراحی گیم پلی می گذاشتند، ولفنشتاین نیز از این موضوع استثنا نبوده و داستانی پیچیده با ساختار مدرن را ارائه نمی کند. از همان ابتدا مشخص است که داستان به چه شکلی پایان می یابد. حتی نکاتی که در انتهای داستان نیز مطرح می شوند، به شدت کلیشه ای و قابل پیش بینی هستند. در این بین شخصیت اصلی داستان نیز در دوگانگی نامناسبی باقی مانده. بلازکوویچ همواره به عنوان یکی از آن تیپ شخصیت های بی مغز قدیمی شناخته می شود. قهرمانی که تنها یک هدف داشته و آن نابودی ناتزی هاست. حتی دیگر شخصیت ها با اشاره به هیکل بزرگش به این نکته اشاره خوبی دارند. کسی با شخصیتی این چنینی مشکل ندارد. در هر صورت این دست از قهرمان ها نیز برای خود ژانری مشخص دارند. شرایط زمانی نامناسب می شود که بلازکوویچ شروع به گفتن مونولوگ های فلسفی می کند. گرایش سازنده ها به ساخت شخصیتی مشابه با مکس پین عملا به ضرر بازی تمام شده و داستان را از خط اصلی خود خارج کرده است. شاید بزرگ ترین ضعف داستانی بازی مربوط به همین تناقض ها باشد که به هیچ وجه از دید بازیباز دور نمی مانند.

wolfenstein tno-2

شیرین همچون گذشته

برخلاف داستان که حرف آنچنانی برای گفتن ندارد، گیم پلی بازی مملو از نکات مثبت است. اولین و بزرگ ترین تفاوت ولفنشتاین با دیگر آثار این ژانر در طراحی مراحل خلاصه می شود. این روز ها بازار بازی های ویدئویی پر شده از شوتر هایی که به صورت کاملا خطی دنبال شده و هیچ انتخاب یا برنامه ریزی برای حمله در آنها معنا ندارد. در مقابل ولفنشتاین نه تنها از طراحی مراحل چند لایه عناوین قبلی به خوبی الگو گرفته بلکه با قرار دادن حق انتخاب در بخش های مختلف این فرصت را در اختیار بازیباز قرار می دهد تا از میان راه های مختلف یکی را انتخاب کند. نکته قابل توجه این است که هر کدام از راه های اشاره شده مسیری کاملا متفاوت را روبروی بازیباز قرار داده و تنها در نهایت به یک نقطه مشترک می رسند. حتی بخش هایی که بازیباز با انتخاب در طراحی مراحل مواجه نمی شود، این گزینه وجود دارد که از استراتژی های مختلف برای گذشتن از دشمن ها استفاده کند. یکی از نکات مثبت گیم پلی بازی در همین قسمت خلاصه می شود. هر چند بازی در شاخه Run n Gun دسته بندی نمی شود اما با این حال بازیباز می تواند بسته به انتخابش بازی را پیش برده و از تاکتیک های متفاوت استفاده کند. به طور مثال در بسیاری از بخش های بازی شاهد این موضوع هستیم که حتی امکان پیشروی به صورت مخفی کاری نیز وجود دارد. نکته جالب توجه این است که سازندگان بازی نیز المان هایی را در طول مراحل قرار داده اند تا اهمیت مخفی کاری بیش از پیش مشخص شود. در این مراحل بازیباز با وارد شدن به محیط جدید متوجه حضور تعدادی فرمانده می شود. اگر هر کدام از این فرمانده بازیباز را ببینند به نیروهای پشتیبانی خبر داده و شرایط سختی را به وجود می آورند. حتی اینجا نیز بازیباز مجبور به استفاده از المان های مخفی کاری نبوده و می تواند تمامی دشمن ها را به صورت آشکار از بین ببرد.

wolfenstein tno-4

Wolfenstein tno-3

اسلحه ای از جنس خاطره

یکی دیگر از بخش های مهم سری مربوط به اسلحه ها می شود. بررسی این قسمت نیاز به دو رویکرد متفاوت دارد. در نگاه اول کیفیت و کارایی اسلحه های موجود در بازی قرار گرفته و در نگاه دوم تنوع آنها. خوشبختانه ماشین گیمز با توجه به سابقه خوبی که دارد توانسته اسلحه های بسیار خوبی را طراحی کند که هر کدام در قسمتی از بازی مورد استفاده قرار گرفته و به کمک بازیباز می آیند. اما در بخش دوم شاهد تنوع قابل توجهی نیستیم. به طور کلی بازی دارای 5 اسلحه متفاوت است. اسلحه هایی که در قالب کلاسیک سبک قرار گرفته و تنها یکی از آنها کمی متفاوت با نمونه های نظامی است. هر چند در نگاه کلی اسلحه های موجود آنچنان تنوعی ندارند اما سازندگان بازی سعی کرده اند با استفاده از قابلیت شخصی سازی و آزاد سازی Perk توانسته تنوع از بین رفته در اسلحه ها را تا حدودی برگرداند. به طور مثال می توان به قابلیت شلیک موشک از طریق مسلسل یا توپ های کوچکی اشاره کرد که در شاتگان قرار گرفته و با برخورد به دیواره از بین نمی روند (چیزی شبیه به Flank Gun سری Unreal). در مقابل Perk ها نیز قرار دارند که هر چند نقش به سزایی در گیم پلی ایفا نمی کنند اما با توجه به استفاده بازیباز از اسلحه های مختلف آزاد شده و توانایی بیشتری را در اختیار او قرار می دهند.

wolfenstein tno-weapons

ناامید کننده

با ورود کنسول های جدید به بازار یکی از بخش هایی که به نسبت گذشته اهمیت دو چندانی پیدا کرده، گرافیک است. در زمینه طراحی هنری تیم سازنده عملکرد خوبی را از خود به نمایش در آورده است اما از نظر فنی شاهد نکته خاصی نیستیم. به جز کیفیت بافت ها آن هم روی اکس باکس وان و پلی استیشن 4 بازی هیچ تفاوتی با شوتر های نسل قبل ندارد. جالب است که عنوانی با این وضعیت گرافیکی و نه حتی گردش آزاد روی 360 در قالب 4 دیسک عرضه شده است. دیگر نکته منفی بازی با وجود چنین حجمی نبود حالت چند نفره است. در سال های گذشته به خصوص با عرضه Enemy Territory سری ولفنشتاین یادآور بخش چند نفره جذاب بوده. حال با وجود رقبای جدید به نظر می رسد که سازندگان به کلی حالت چند نفره را کنار گذاشته و تمام تمرکز خود را روی قسمت داستانی گذاشته اند. در نهایت بایستی اشاره ای کوتاه نیز به موسیقی و صداگذاری بازی کرد. هر چند استفاده از افکت های صوتی و صداگذاری شخصیت ها در سطح خوبی قرار دارد اما موسیقی بازی آنطور که باید شنیده نمی شود. در بسیاری از بخش های گیم پلی به کلی موسیقی پخش نمی شود. این در حالی است که قطعه های آماده شده برای بازی از کیفیت خوبی برخودار بوده و تنها از لحاظ کمی جوابگوی این عنوان نیستند. در این شرایط بایستی ولفنشتاین را عنوانی خوب و سرگرم کننده ارزیابی کرد. عنوانی که نه تنها می تواند در میان شوتر های امروزی حرفی متفاوت داشته باشد بلکه به خوبی یادآور روز های اوج شوتر اول شخص روی کامپیوتر های شخصی است. سازندگان بازی به خوبی متوجه ذات سری شده و با دوری از ساختار های خطی توانسته اند لحظات جالب توجهی را رقم بزنند.

wolfenstein-the-new-order-6


نکات مثبت:

شروعی دوباره و خوب برای ولفنشتاین، طراحی مراحل پیچیده و مناسب، وجود حق انتخاب، مخفی کاری خوب، سیستم ارتقا و شخصی سازی اسلحه ها

نکات منفی:

داستان و شخصیت پردازی ضعیف، تنوع کم اسلحه ها، کاربرد کم استفاده از دو اسلحه به صورت همزمان، گرافیک متوسط



1 نظر

برای ارسال نظرتان اینجا کلیک کنید

تبلیغات