شما اینجا هستید: وی جی مگ > پرونده > بازی ویدئویی اقتباسی Breaking Bad The Video Game , ممکن یا غیر ممکن ؟!
پرونده

بازی ویدئویی اقتباسی Breaking Bad The Video Game , ممکن یا غیر ممکن ؟!

همانطور که می دانید سریال مشهور و پرطرفدار Breaking Bad چند سالیست که به پایان رسیده است. اما مثل روز روشن است که این مسئله نه می تواند برای طرفداران این سری خوش حال کننده باشد نه برای جامعه ی تلویزیونی کشور آمریکا. حتی خالق این سری پرطرفدار تلویزیونی یعنی Vince Gilligan هم علاقه مند است این سری را ادامه دهد و به این زودی ها پایانی بر آن نبیند. ادامه ی این سریال در هر شکل و شمایلی می تواند برای طرفداران آن وسوسه انگیز باشد. حتی شاید در قالب صنعتی دیگر که در حال حاضر پویاتر هم است. یک عنوان برای کنسول های بازی ….

مطمئنا اولین گام برای این کار، این است که محصول مورد نظر ما در صنعت بازی تمامی المان های آن سریال پرطرفدار را به همراه داشته باشد. این بازی شامل یک ضد قهرمان خواهد بود; توانایی Walter برای حل معماها و پازل ها را در قالب یک هنر دارا خواهد بود; علاوه بر این ها شامل تعداد زیادی کارکتر منفی نیز باید باشد. می توان از آن به عنوان Grand Theft Auto ی دیگر نام برد که شخصیت اصلی آن Walter White است…

نتیجه ی نهایی عنوان بالا برای این مجموعه ی تلویزیونی، یکی از بدترین ایده های ممکن است. هر کس که بتواند ما را از دست این ایده ی بسیار بد خلاص کند , لطف بسیاری به ما کرده است. (به جای اینکه از این ایده بهره ببریم بهتر است از ایده ی ساخت یک بازی مبتنی بر رمان های تعاملی و گرافیکی استفاده کنیم. خب در نگاه اول ایده ی بسیار خوبی است.) انتظارات بسیار بالای طرفداران این سری ممکن است بازیسازان کنسولی را مجبور سازد که به تقلید محض از این سری پرطرفدار بپردازند. اما راه بهتر این است که با ترکیب بخش های مختلف و استفاده از ایده های مختلف حتی الهام گیری از بازی های بزرگ، محصولی قابل ملاحظه و صد البته نو تولید نمایند.

ممکن است در نگاه اول این عمل نیز پر خطر و ریسکی باشد و باعث شود بعضی قسمت های جادویی سریال به ناچار در این بازی حذف گردند. اما خب صنعت مورد صحبت ما صنعت بازیست و بازیسازان مطمئنا خواهند توانست برای پر کردن این قسمت های جادویی، قسمت های جدیدی را خلق نمایند. یکی از بهترین دلایل مورد نظر اینجانب، نویسنده ی مطلب حاضر برای تبدیل همه چیز این سریال پرطرفدار به یک بازی رایانه ای نیز دقیقا همین است. در صنعت بازی، بازیسازان کار هایی را ممکن می کنند که عملا در صنعت ها و هنر های دیگر غیر ممکن است.

تعدادی از بازیسازان با همکاری صاحبان IP بعضی سریال های تلویزیونی عناوینی در صنعت بازی خلق می کنند که شایسته ی تقدیر هستند و حتی ممکن است از عنوان اصلی نیز محبوب تر شوند. برای مثال The Walking Dead که سال 2012 حتی به عنوان بهترین بازی سال از نگاه بسیاری از سایت های بزرگ شناخته شد. مطمئنا پتانسیل زیادی در این راه نهفته است. پتانسیلی که اگر درست از آن بهره بگیریم، نتیجه ی مناسب و درخوری نیز به دست خواهیم آورد.

افراد زیادی در صنعت بازی و بخش داستان نویسی این صنعت حضور داشته اند. افرادی که از روز اول بر روی پروژه های مختلف این صنعت کار کرده اند پروژه هایی که بعضی ارجینال بوده اند و بعضی غیر ارجینال. تجربه های این افراد در مصاحبه ها، مطالب نوشتاری و … در دستان تمامی بازیبازان و نویسندگان صنعت بازی قرار گرفته است. در این مقاله سعی خواهیم کرد تا مرحله به مرحله بهترین تمرین ها و راه های ممکن برای تبدیل این عنوان به یک بازی رایانه ای را ذکر کنیم و بگوییم که نتیجه ی نهایی شاهکار خواهد شد یا تنها با یک عنوان بسیار بد رو به رو می شویم؟!

خب حال شما می خواهید پیش تولید یک عنوان جدید را آغاز کنید. باید چه کار کنید؟!

مشخص کردن قدم ها

قدم اول آنالیز کردن است. چه چیز باعث شده سریال Breaking Bad بسیار پرطرفدار و البته مشهور شود؟! بعضی بخش ها بسیار بزرگتر از باقی بخش هاست ولی همانطور که در نقد های مختلف متاکریتیک از این سریال دیده ایم، تمایل نسبت به این سریال بر همه نمایان شده است. شما می توانید بعضی قسمت هایی که در این نقد ها به آن ها اشاره شده را ببینید:

Walter White فرد خاصیست. منتقدی به نام Stephen King در یکی از نقدهای درخشانش گفته: “Breaking Bad ما را به دنیایی دیگر دعوت می کند همانطور که The Shield و The Sopranos این کار را با بینندگانش می کند، اما تفاوت Walter White با باقی افراد همینجا مشخص می شود. ممکن است او فردی باشد که پایین بلوک شماست، کسی که سعی کرد به کودکان و فرزندان شما بیاموزد چگونه زمانبندی میزها را انجام دهند قبل از اینکه بیمار شوند. استخر شنایی با چشمی در وسطش که ممکن است آن هم در همان بلوک پایین خانه ی شما باشد! این دقیقا همان ویژگیست که باعث می شود این سریال سرگرم کننده، ترسناک و البته بسیار جذاب به نظر برسد. این یک دستاورد بسیار بسیار بزرگ است.”

مشکلاتش واقعا جدی هستند. مشکلی اصلی از جایی آغاز می شود که او جدی می شود. او با مرگ دست و پنجه نرم می کند. چگونه فردی که با مرگ دست و پنجه نرم می کند می تواند برای خانواده اش خدمتی کند قبل از اینکه بمیرد؟! او با چالش های واقعی در تقریبا تمامی صحنه ها رو به رو می شود. در دومین اپیزود این برنامه، او با اولین انتخاب غیر ممکنش رو به رو می شود. “کشتن اشتباه است” در مقابل ” اگر نکشیش او تمامی اعضای خانواده اj را خواهد کشت” ما نمی دانیم والتر در این وضعیت چه کار خواهد کرد، یا ما چه کار می کنیم اگر در صحنه ای مشابه قرار بگیریم. این امر باعث می شود از پای برنامه بلند نشویم.

روایت داستانی بی نظیر است. خب این کار را به عنوان یک راه حل برای یافتن بهترین پاسخ انجام دهید: اپیزودی از این سریال را همین الان ببینید اپیزودی که چندان آن را به خاطر ندارید. در آغاز هر صحنه، برنامه را متوقف کنید و از خود بپرسید اگر شما نویسنده ی مطلب بودید چگونه آن صحنه را به پایان می بردید. حال برنامه را دوباره شروع کنید و ببینید چه اتفاقی در پایان آن صحنه می افتد. نمایش نامه نویس Princess Bride یعنی جناب William Goldman گفته که: “هنر نیازمند است تا هم سوپرایز کننده باشد و هم بدیهی”. و این همان چیزیست که تیم داستان نویسی جناب Vince Gilligan به آن توجه ویژه ای کرده است.

Walt نیز بی نظیر و شگفت انگیز است. او با وضعیت های بد و خطرناک به شکل هوشمندانه و البته دلهره آوری رو به رو می شود. به گونه ای که Emily Nussbaum در New Yorker می نویسد: “این چنین راه حل مشکلات یکی از بزرگترین ویژگی های راضی کننده ی این برنامه به حساب می آید، به گونه ای که به Breaking Bad اجازه می دهد تا سوال “چطور شد” برای بیننده مطرح شود نه سوال” چرا اینطور نشد” بینندگان به اینچنین اتفاقات و صحنه هایی به چشم یک متا پازل می نگرند. “آیا مشکلات و چالش ها بیشتر از این هم خواهند بود؟”

دنیای زیرزمینی مجرمین بسیار واقع گرایانه طراحی شده است. وقتی Walter وارد یک دنیای زیر زمینی و مجرمین می شود، ناگهان برنامه تبدیل به چیزی شبیه فیلم های ساخته ی Martin Scorcese نمی شود. نویسندگان سعی نکرده اند تا بیش از اندازه به لایتینگ پویا و موسیقی های سنگین روی بیاورند. آن ها اکشن را پایه و اساس دنیای تیره ی Albuquerque قرار می دهند. دنیا تغییر کرده ولی همچنان همان دنیاییست که ما می شناسیم.

مجرمین و شخصیت های منفی فراموش نشدنی هستند. افرادی مثل Tuco! Hector! Gus!

سپس Jesse وارد می شود. رابطه ای که میان Walter و Jesse برقرار می شود. کار های مربوط به تصویر برداری، موضوعات کمدی و … . من مطمئنم همچون من شما نیز می توانید این نقطه چین ها را با ویژگی های خطیر دیگری از این سریال بی نظیر و شگفت انگیز پر کنید. سریالی که توانسته در مجامع مختلف و سایت های مختلف به عنوان یکی از بهترین سریال ها و برنامه های تلویزیونی آمریکا شناخته شود.

تمامی ایده ها را بر روی کاغذ بیار

خب عالیه. ویژگی ها مختلفی در این برنامه ی تلویزیونی وجود دارد و می تواند از جزئیات و وسایل زیادی برای ساخت یک عنوان در صنعت بازی استفاده کرد. درسته؟!خب باید بگوییم این حرف اصلا درست نیست.

خب حال یه تخته ی وایت بورد را در ذهن خود تصور کنید. آن را به دو قسمت تقسیم کرده. قسمت اول را به ویژگی های مناسب یک بازی اختصاص دهید و قسمت دوم را به ویژگی هایی که نمی توان از یک برنامه ی تلویزیونی به یک بازی رایانه ای انتقال داد. مشخص کنید که کدام قسمت ها از این برنامه ی تلویزیونی برای یک بازی رایانه ای مناسب نیست و تعدادی از دلایلتان را در آنجا بیان کنید. برای مثال سخت است تا چالش های فراوانی را پیش روی بازیباز قرار داد وقتی که می دانیم گیمر به راحتی می تواند هر مرحله را تکرار کند. همچنین داستان پیچیده باعث می شود بازیبازانی که برای مدتی این عنوان را رها می کنند، بعد از بازگشت دوباره به آن نتوانند با داستان و روایت آن ارتباط درست و مناسبی برقرار نمایند. همچنین شما از کاریزمای Bryan Cranston بر روی صفحه نمایش های خود بر خوردار نخواهید شد. بسیاری آیتم دیگر نیز وجود دارد که در دسته ی سخت و تقریبا غیر ممکن قرار می گیرند.

اما شما با خود می گویید: “صبر کن. من می توانم به راهی فکر کنم که …..” بله با کارهای زیاد و استفاده از حقه های مختلف می توان آن قسمت هایی که غیر ممکن به نظر می رسند را ممکن است. البته با این حال در نهایت باز هم بخش هایی باقی می مانند که به دلیل محدودیت های یک بازی نمی توان آن ها را به یک بازی رایانه ای اضافه کرد. شما می توانید برای فهمیدن این موضوع که کدام بخش قابل گذاشتن در بازی نیست به خودتان روجوع کنید.

به عنوان یک گیمر یا یک نویسنده ی ماهر، شما می بایست ایده های دفاعی علیه قسمت های نامناسب برای یک بازی رایانه ای را کنار بگذارید. وقتی قسمت های نامناسب برای یک بازی رایانه ای کنار می روند، بخش هایی در اختیار بازیساز قرار می گیرند که به راحتی می توان آن ها را در یک بازی رایانه ای قرار داد. حال قدم اول را بردارید و در ادامه ی ساخت عنوان خود باز گردید و ببینید کدام یک از قسمت های نامناسب این برنامه ی تلویزیونی، ارزش جنگیدن و تلاش برای گذاشتنشان در یک بازی رایانه ای را داراست.

عنوان را بساز

مکانیک های مد نظر شما. بعد از اینکه مرحله ی قبل را پشت سر گذاشتید حال نوبت آن هست که فکر کنید بازی شما قرار است چه نوع مکانیک های گیم پلی را دارا باشد. البته در این مقاله بیشتر سعی شده از نظر روایت داستانی نیاز های مهم یک بازی رایانه ای اقتباسی ذکر گردد بنابرین ذکر عمده ی وجود قابلیت های چند نفره، تک نفره و کلا مکانیزم اصلی گیم پلی را به شما عزیزان واگذار می کنیم که در کامنت هایتان به آن ها اشاره کنید و بگویید اگر شما بازیساز بودید، چه مکانیک هایی و چگونه آن ها را در بازی خود پیاده می کردید.

خب برای اینکار اول باید از خود بپرسید کارکتر اصلی شما در این بازی چه کاری باید انجام بدهد؟! بگذارید یک بحث را آغاز کنیم. تصور کنید افرادی که Breaking Bad The Video Game را می خواهند بسازند از طرفداران سری محبوب و بزرگ  GTA هستند. بنابرین طبیعی است که آن ها یک بازی Open World را ترجیح می دهند. خب حالا تصور کنید که کارکتر اصلی بازی شما Walter White است. تصور کنید که او به همراه یک سلاح در خیابان در حال حرکت است. در دنیای باز و می تواند کار های بسیاری (که گاها احمقانه هم هستند) در این دنیای باز انجام دهد. همینجا یک لحظه متوقف شو. به نظر این حرکات و ویژگی ها مناسب شخصیت Walter نیست درسته؟! Walter فرد زرنگ و محاسبه گریه. آیا بازی شما می تواند این ویژگی کارکتر اصلی شما را ارائه کند؟! آیا مکانیک های مختلف یک بازی متناسب هستند با شخصیت اصلی و ویژگی های یک کارکتر؟! خب با طرح این سوال به مسئله ی مهم بعدی در آغاز داستان نویسی و طراحی بازی می پردازیم.

کارکتر اصلی بازی شما

کارکتر اصلی بازی شما چیست؟!

یکی میگه :Walter””

آیا مطمئنید از این انتخاب خودتان؟!

از خود بپرسید که چه ویژگی های شخصیتی باید کارکتر اصلی بازی داشته باشد تا آن کارکتر در بازی موفق شود. نه در داستان بلکه در خود بازی. از خود بپرسید کارکتر اصلی بازی شما وقتی که بازیباز دکمه ی X را می فشارد باید چه کار کند؟! تصور کنید که این اتفاقات باید در دنیای واقعی رخ دهد و حال از خود بپرسید چه کارکتری می تواند نیاز های شما را برای طراحی یک کارکتر مناسب برای یک بازی موفق، برآورده سازد.

شاید کارکتر اصلی شما باید از نظر فیزیکی بسیار تنومند باشد. از نظر روانی نیز افسارگسیخته و خشن. بیشتر به کارهای اکشن بپردازد یا حتی اینقدر ترسو باشد که از یک گربه نیز بترسد. هر آن چیزی که مناسب بازی مورد نظر شماست. این لیست را در کاغذی یادداشت کنید و آن را با کارکترهای حاضر در این برنامه ی تلویزیونی مقایسه کنید و ببینید کدام یک از کارکتر های حاضر در Breaking Bad می تواند مناسب بازی مورد نظر شما باشد.

Walter یک کارکتر ماندگار و البته با زندگی بسیار پیچیده ای است. اگر بازیباز بخواهد کنترل او را به دست بگیرد باید تمامی ویژگی های شخصیتی او فراموش شود که به نظرم همچین چیزی غیر ممکن است چون Walter در واقع قلب این برنامه ی تلویزیونیست. بازیباز حتی می تواند با Jesse یا حتی یکی از کارکتر های مقابل Walter به انجام بازی بپردازند. به طور کلی اگر بخواهیم منطقی به قضیه نگاه کنیم در میابیم که Walter قلب این سریال تلویزیونی در واقع بدترین کاندیدای ممکنه برای تبدیل شدن به کارکتر اصلی در Breaking Bad The Video Game است. این یکی دیگر از مثال های نقضی‌ست که بیان می کند چگونه عناوین اقتباسی می توانند با مرجع اصلی خود تفاوت های زیادی داشته باشند.

خب حال شخصی در میان ماست که با وجود دلایل بالا باز هم پافشاری می کند که کارکتر اصلی بازیش باید Walter باشد. خب بگذارید دقیق تر وارد ویژگی های شخصیتی Walter بشویم. او سرگرمی های زیادی ندارد و وقتی درباره ی بازی های رایانه ای صحبت می کنیم بازیباز باید کار های سرگرم کننده انجام دهد. او صرفا آنقدری که فکر می کند، کار انجام نمی دهد. آیا بازی شما یک بازی فکریست؟! یا یک بازی اکشن؟ (در یک بازی رمان گرافیکی حتی بهتر هست کنترل Jesse را در دست بگیرید تا کنترل Walter). بخش های ابتدایی داستان Walter هم درباره ی غیر قابل کنترل بودن اوست. آیا گیمر می تواند کارکتری با وضعیت نسبتا بد و پایین و البته ضعیف را تحمل کند؟! آیا از کنترل آن خوشحال خواهد شد؟! البته باید ذکر کرد که همیشه Walter کارکتر ضعیفی در سریال نیست. در ادامه ی این مقاله بیشتر به این موضوع اشاره خواهیم کرد.

جهان بازی

پر واضح است که در بسیاری از بازی های ویدئویی و رایانه ای دنیای بازی مهمترین کارکتر بازیست و حتی از کارکتر های موجود در عنوان مورد نظر نیز اهمیت بیشتری دارد. بازیباز وقت بیشتری را برای تعامل و برقراری ارتباط با محیط می گذارد تا کارکتر ها و NPC های موجود در بازی. بنابرین در این بازی ها توسعه ی محیط از توسعه ی کارکتر های اصلی بازی نیز اهمیت بسیار بیشتری دارد. (البته همانطور که مشخص هست این جمله زیاد در نظر نویسندگان جالب نیست و آن ها از بیان همچین جملاتی توسط بازیسازان خوششان نمی آید. اما به هر حال در فرایند ساخت بازی ها این گونه توجه به محیط امری طبیعی شده است.) لیستی از محیط های موجود در Breaking Bad برای خودت درست کن. محیط هایی که به نظرت بازیباز خودش می خواهد در آن به جست و جو و انجام بازی بپردازد.

یک لیست 3 قسمته برای خود درست کن. در قسمت اول تا می توانی لوکیشن هایی که در فیلم بی نظیر بودند و در بازی نیز همین حس را به بازیبازا القا خواهند کرد، قرار بده. در لیست دیگر اتفاقات مهمی که در آن مکان ها رخ داده را نام ببر. مثلا محل قرار گیری Jesse یا محلی که Walter White اولین قربانیش را به قتل رسانید یا حتی محلی که Skyler وانمود می کرد در حال غرق کردن خویش است. این ها نشانه ها و ارواحی هستند که بازیباز حین بازی (در صورت دیدن سریال) آن ها را به خاطر خواهد آورد و تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. در لیست سوم کار هایی که بازیباز می تواند در آن محل ها انجام دهد را ذکر کن با توجه به مکانیک های طراحی شده برای بازیت. بعد از کمی اندیشه کردن و بررسی این لیست ها متوجه خواهید شد که چه محیط هایی وارد بازی نهاییتان می شوند و چه محیط هایی نمی توانند وارد عنوانتان شوند.

بگذارید یک مثال بزنیم. همانطور که می دانید گیم پلی زیادی در خانه ی خانواده ی White نمی تواند رخ دهد. بهترین راه برای شما این است که یا بخش های مربوط به این مکان را محدود به صحنه های سینمایی کنید یا به طور کامل خانه ی White را حذف کنید! در این صورت خانه ی خانواده ی White به طور کامل از معادله ی ساخت بازی خارج خواهد شد. در صورت حذف همچین مکانی احساس حسی کلی بازی شما چه می شود؟! چه چیزی را از دست خواهید داد؟! همانطور که می دانید خانواده ی Walter توجیه اصلی او برای قتل ها و کارهای بدیست که انجام می دهد. اگر این توجیه نباشد، چگونه کار های Walter را از نظر عقلانی توجیه خواهید کرد؟! شاید با خود بگویید می توانید دعواهای Skyler و Walter را به تلفن هایی که با یکدیگر آن ها برقرار می کنند، محدود کنید. برای مثال وقتی در حال رانندگی هستید او با شما تماس برقرار کند. اما با انجام این کار شما مرتکب اشتباه بزرگی شده اید. یک کارکتر با پتانسیل مثل Skyler در بازی شما تنها تبدیل به یک همسر نق نقو شده است. البته این سخنانی که بیان کردم بدین معنا نیست که باید خانه ی Walter را طراحی کنید بلکه این حرف ها را زدم که بگوییم در طول پروسه ی ساخت این عنوان می توانید تصمیمات هوشمندانه تری را اتخاذ نمایید.

بگذریم. بعضی مکان های موجود در بازی مثل Los Pollos Hermanos با فصول خاصی گره خرده اند. مسئله ای که سوال بعدی را در رابطه با ساخت بازیمان مطرح می کند….

بازه ی زمانی که عنوان شما در آن جریان دارد

بازی شما در مقایسه با بازه‌ی زمانی که برنامه‌ی تلویزیونی در آن قرار داد، کجاست؟! این مسئله برای این سریال اهمیت ویژه ای دارد در قیاس با سریال های دیگر. زیرا در پروسه ی این سریال تلویزیونی ما شاهد تغییر Walt هستیم. این مسئله برای یک سریال تلویزیونی کمی عجیب است. آن چیزی که در ساخت سریال های تلویزیونی عادیست نشان دادن عمق کارکتر است که بر تغییرات کارکتر اصلی ارجعیت دارد. بگذارید بیشتر این مسئله را توضیح بدهم. سریال The Sopranos را دیده اید؟! از اول تا آخر سریال تغییری در کارکتر اصلی آن یعنی Tony به وجود نمی آید فقط چند کیلویی به چربی هایش اضافه می شود! (بر عکس Walter) این تنها ما هستیم که چیز های بیشتری در رابطه به Tony می دانیم. بنابرین طبیعیست که ساخت یک بازی از Breaking Bad و تعیین محدوده ی زمانی برای آن نسبت به عناوین دیگر اهمیت بیشتری دارد.

در طراحی Breaking Bad جناب Vince Gilligan قول داد تا Walter White را از آقای چیپس به صورت زخمی تبدیل کند. از قدیسه به شیطان. از کارکتر مثبت به کارکتر منفی. در این بخش ها از این سریال تلویزیونی لحظاتی را شاهد هستیم که بینندگان این سریال از Walter متنفر شده اند ولی همچنان به دلیل گیرایی بالای سریال به تماشانی آن می پردازند. خب چه Walt ی را برای بازیباز شما به ارمغان خواهید آورد؟! Walt مرد خانواده؟! یا Walt Heisenberg! به گونه ای می تواند گفت Tony Montana ی Albuquerque. آیا می خواهید Walt خوب را به بازیبازان نشان دهید یا Walt مجرم را؟!

یکی از راه های پاسخ به این سوال در طراحی بازی های رایانه ای این است که با خود بگویید رابطه ی بین بازیباز و Walt چگونه خواهد بود؟! رابطه ای دوستانه یا تنها دشمنی محض؟! تنفر یا عشق و علاقه؟! پاسخ به این سوال خط فکری شما و اینکه بازی شما در چه بازه ی زمانی جریان داشته باشد، را مشخص خواهد کرد.

دید شما

در نهایت تعدادی گزینه ی مشخص در اختیار شما قرار گرفته است که شما می بایست آن ها را به هم مربوط سازید. برای مربوط ساختن آن ها به یکدیگر باید از احساسات خود مایه بگذارید. احساساتی که مشخص خواهد کرد بازی چگونه خلق شود و نتیجه ی نهایی آن چگونه باشد. علاقه و نظر شما حتی می تواند تاثیر مستقیمی بر روی تیم سازنده ی بازی نیز داشته باشد. در مصاحبه ای که اخیرا Vince Gilligan انجام داده، ایشان گفته اند: “این به نظر من هوشمندانه است که از نقل قول یا غیر نقل قول در ساخت بازی استفاده کنیم بلکه اجازه دهیم آن کارگردانان عالی، بازیگران بی نظیر و تیم طراحی تولید هر کدام {چیز هایی را در ساخته ی نهایی قرار دهند که} باعث می شود اشتیاق و ذوق آن ها برای هر چه کار با جان و دل افزایش یابد.

نتیجه ی نهایی

در ابتدای شروع این مقاله سعی کردم به گونه ای این مسئله را روشن سازم که ساخت بازی از روی این سریال نمی تواند کار هوشمندانه ای باشد و البته به هیچ وجه کار ساده ای نیست. وقتی کمی با خود فکر کردم و نتیجه گیری های لازمه را انجام دادم متوجه شدم که آن چیزی که در بازی رایانه ای اقتباسی از این سریال از دست می دهیم، بیشتر از آن چیزیست که به دست می آوریم. اما به هر حال به عنوان یک بازیباز همواره علاقه مندم دنباله یا حتی پیش درآمدی از این سریال در صنعت بازی ببینم. البته پیش درآمدی در خور نام این سریال. سریالی با متای 99!!!

۱ نظر

برای ارسال نظرتان اینجا کلیک کنید