نقد و بررسی

نقد و بررسی Everspace

نقد و بررسی Everspace

از زمانی که سبک Rougelike در دنیای بازی‌ها گسترش پیدا کرد، مکانیک‌های آن در سبک‌های مختلفی از اول‌شخص گرفته تا نوبتی به کار گرفته شده. حالا نوبت Everspace است که Rougelike را به کهکشان ببرد که به‌نوبه خود رویکردی تازه و نو است. با توجه به گستردگی رو به نهایت فضا و امکان آفریدن مراحل بی‌شماری در این محیط، ترکیب Rougelike و سبک شبیه‌سازی فضایی حداقل بر روی کاغذ از پتانسیل بالایی برخوردار است. باوجود بازخورد اولیه مناسب و قوی بودن مکانیک‌های اصلی در این بازی، متأسفانه مشکلات مختلفی پایه نحوه طراحی بازی و پیوند آن با Rougelike سبب شده که بازی خوب ولی دارای ضعف باشد.

در برخلاف عناوین معمول سبک Rougelike داستان پر پروپیمانی وجود دارد. شخصیت اصلی ماجرا Adam نام دارد که به تعداد زیادی Clone شده و به طرز جالبی هر بار شروع دوباره بازی به این مسئله ربط داده‌شده است. داستان بازی با میان‌پرده‌های مختلف در طول مراحل به‌مرورزمان گفته می‌شود و Clone های Adam شروع به یادآوردن خاطرات مختلف شخصیت اصلی می‌کنند. روال کلی بازی عنوان Faster Than Light را به یاد می‌آورد، در هر کهکشان قسمت‌های مختلفی هستند که حاوی دشمنان، منابع اولیه مختلف و گروه‌های مختلف موجود در بازی هستند که در حالت عادی رفتاری دوستانه دارند. هر زمان در صورت داشتن سوخت به‌اندازه کافی می‌توان به‌راحتی به قسمت بعد پرش کرد، البته برای پیشرفت نیاز به جمع‌آوری سلاح و مواد اولیه موردنیاز برای خریدوفروش و ارتقا تسهیلات مختلف سفینه است پس باید مدت‌زمانی را صرف گشت‌وگذار در مرحله، مبارزه با دشمنان و دادوستد کرد. معمولاً گروه‌های مختلف غیر دشمن در هر قسمت دارای پایگاه و یا سفینه بزرگی هستند که با حمله به آن‌ها می‌توان مواد اولیه فراوانی را به دست آورد ولی در مقابل باید با حمله سفینه‌های مدافع نیز دسته و پنجه نرم کرد. در هر کهکشان دو یا سه مسیر با قسمت‌های مختلف در دسترس قرار دارند و تا حدی می‌توان مسیر پیشرفت را انتخاب کرد. هر از چند گاهی نیز شخصیت‌های جانبی، باس های مختلف و اتفاقات گوناگون که داستان را به‌پیش می‌برند در مسیر قرار می‌گیرند. پس از هر بار کشته شدن نیز فرصت برای خرید انواع و اقسام ارتقای سفینه اصلی و یا عوض کردن وجود دارد که به‌صورت دائمی در دسترس قرار خواهند گرفت.

نقد و بررسی Everspace

در طراحی حس و حال فضا و مبارزه در آن به‌خوبی عمل کرده است. حرکت در محیط و مانور دادن برای مبارزه باوجود ساده بودن کلی به حد اندازه کافی لذت‌بخش است. برخلاف بازی‌های دیگر این سبک، سفینه دائم در حال حرکت نیست و بیشتر حالت هلیکوپتر دارد. این بدان معنی است که در حالت عادی کاملاً ثابت در فضا قرار دارد و می‌توان به‌راحتی بدون نیاز به تلاش خاصی در همه جهات حرکت کرد و حتی دنده‌عقب رفت. البته ممکن است که این برای طرفداران شبیه‌سازی‌های فضایی کلاسیک چندان خوشایند نباشد ولی با توجه به حس و حال آرکید مانند این سیستم کنترل سفینه به‌خوبی کار خود را انجام می‌دهد. مبارزات نیز توسط دو سلاح اصلی و یک نوع راکت انجام می‌شوند. انواع و اقسام مختلی از این سلاح‌ها در بازی وجود دارد که استراتژی درگیری‌ها با هرکدام متفاوت می‌شود. برخی مانند رگبار مسلسل عمل می‌کنند، برخی مانند لیزر دائمی و یا دنبال کننده و…به‌طور کل می‌توان گفت جالب‌ترین قسمت بازی همین مبارزات آن هستند. در کنار آن قرار دادن باس و قسمت‌های داستانی مختلف که کمتر بدین گونه دربازی‌های Rougelike دیده‌شده از نقاط قوت دیگر این بازی است. روال کلی پیشروی اندک‌اندک در طول مراحل، قوی‌تر شدن در هر بار شروع از نو و پیشرفت بیشتر در داستان حالتی اعتیاد وار به می‌دهد و به Grind معمول در این‌گونه بازی‌های Rougelike جهت می‌بخشد.

نقد و بررسی Everspace

متأسفانه سازندگان موفق نشده‌اند به‌خوبی مکانیک‌های را در سبک شبیه‌سازی فضایی پیاده کنند. در هر مرحله بیشترین وقت مخاطب به حرکت به سمت منابع مختلف می‌گذرد که این مسئله با توجه به‌اندازه قابل‌توجه هرکدام حس وقت تلف کردن را می‌دهد. علاوه بر آن، عدم وجود نقشه سه‌بعدی مناسب برای نشان دادن مکان هر چیز و بسنده کردن به آیکون‌های مختلف در اطراف صفحه، حرکت در 360 درجه را سخت‌تر ازآنچه باید باشد می‌کند. بسیار ساده است که در هنگام حرکت به سمت مقصد و یا به‌خصوص در اوج مبارزه با تعداد زیادی از دشمنان ناگهان هدف را گم کنید و لحظاتی را برای پیدا کردن دوباره آن هدر دهید. نیاز به‌سرعت دادن دستی در این میان نیز خود مشکل‌ساز می‌شود و ای‌کاش راهی برای حفظ سرعت در حد ثابتی وجود داشت تا بتوان بر اعمال دیگر تمرکز کرد. به‌طور کل حس تلف شدن وقت در در موارد زیادی وجود دارد که در کنار لحظات جذاب آن بیشتر است. به نظر می‌آید که این سیستم کلی بازی شاید برای حالتی خطی و داستانی مناسب‌تر می‌بود، ولی در حال حاضر تبدیل آن به Rougelike این احساس را می‌دهد که سازندگان برای افزایش مصنوعی زمان بازی به این ترفند دست‌زده‌اند. ضعیف بودن امکانات و سلاح‌های اولیه نیز بر این مسئله تأکید دوچندان دارد، زیرا بدون ارتقا سفینه و سلاح‌ها امکان پیشرفت چندانی در بازی وجود ندارد، پس ساعات اولیه فقط حالتی Grind مانند دارند.

نقد و بررسی Everspace

در قسمت گرافیکی کاملاً موفق عمل کرده است. کیفیت بافت‌ها، مدل‌ها و محیط سازی به زیبایی فضا را ترسیم کرده‌اند و گشت و گزار در مراحل را لذت‌بخش کرده است. با توجه به این‌که معمولاً فضا پر از تاریکی و یکنواخت است، برای متمایز کردن مراحل مختلف و جلوگیری از تکراری شدن بصری سازندگان با افزودن مواردی مانند سیاره‌های یخی، ابرهای الکتریکی و… حالت ظاهری مراحل را تغییر داده‌اند. طراحی سفینه‌ها چه بزرگ و چه کوچک باوجود کیفیت بالای تکنیکی، نوآوری خاصی ندارند و بارها در عناوین مشابه دیده‌شده‌اند. در مقابل، قسمت صداگذاری به‌خصوص موسیقی متن کاملاً فراموش شونده است. همان‌طور که انتظار می‌رود موسیقی با ریتم بالا در حین مبارزات آغاز می‌شود ولی هیچ‌کدام آن‌چنان جذاب نیستند. افکت‌های صوتی نیز همه در حد کافی وظیفه خود را انجام می‌دهند ولی در این میان، در لحظات آرام بازی هر از چند گاهی صدایی عجیب و بسیار خاص مانند کشیده شدن دو جسم آهنین بر روی یکدیگر شنیده می‌شود که پس از مدتی اذیت کننده می‌شود! شاید این نکته کوچکی به نظر بیاید ولی این صدا آن‌چنان خاص و بلند است که واقعاً تأثیری منفی برگشت و گزار در مراحل دارد.

نقد و بررسی Everspace

تلاش برای ترکیب Rougelike و شبیه‌سازی فضایی قابل‌تقدیر است، به‌خصوص قرار دادن خط داستانی قابل دنبال که کمتر دربازی‌های این‌گونه دیده‌شده است. باوجود مناسب بودن مکانیک‌های اولیه، متأسفانه این بازی در هدف اولیه خود چندان موفق نشده است. مجبور کردن به اتلاف زمان طولانی در هر مرحله برای جمع‌آوری مواد اولیه و امکانات موردنیاز برای پیشروی در بازی و ضعیف بودن سفینه اولیه و سلاح‌های در دسترس نقاط ضعف آشکاری در به وجود آورده‌اند. البته شاید این مسئله برای علاقه‌مندان به سبک Rougelike که بر مبنای Grind پایه‌گذاری شده است چندان جنبه منفی نداشته باشد. روال پیشرفت بیشتر در هر بار از اول شروع کردن، جمع‌آوری امکانات و انواع و اقسام ارتقا برای سفینه و روشن‌تر شدن داستان بازی می‌تواند ساعت‌ها علاقه‌مندان به این‌گونه بازی‌ها را سرگرم کند و را به عنوانی قابل‌توجه- باوجود نکات منفی آن- تبدیل کند.

 

PC

به صورت رسمی توسط سازنده برای نقد در اختیار قرار گرفت.

Engish Section

is an interesting attempt at combining Space Simulation and genres. Taking cues from Faster than Light, it tries to break the levels into sections within sectors that act as story chapters. That is right, has a surprisingly deep story that is a rarity in Rougelike games. While the base elements from both genres work as intended and are competent enough, there are some design choices that hamper the experience. Most of the time in each level is spent on flying to gather weapons, equipment and material needed for upgrades, which can get a bit boring. The weak starting ship and weapons also adds to the feeling that the few hours of the gameplay is strictly grind related, which can be frustrating knowing that without much needed upgrades there is no chance of progressing further into the game even with perfect performance.

However, it can’t be denied that the game, in spite of its shortcomings is quite addictive and absorbing. Going further and further in sectors while uncovering the story can be very enjoyable and make enduring the downsides rewarding enough to overlook the flaws in the game.

  • 6.5/10
    - 6.5/10
6.5/10

خلاصه

نکات مثبت:
گرافیک زیبا و طراحی محیط فضایی خیره‌کننده
داستان پر پروپیمان که دربازی‌های کمتر دیده‌شده
روال معمولی ارتقای امکانات و پیشرفت آهسته ولی پیوسته در مراحل که اعتیادآور است

نکات منفی:
خسته‌کننده شدن اختصاص زمان زیادی برای حرکت در محیط بدون اتفاق جذابی
طراحی یکنواخت و تکراری سفینه‌ها
بیش‌ازاندازه ضعیف بودن در ساعات اولیه بازی که پیشرفت را غیرممکن می‌کند

از وی جی مگ به اشتراک بگذارید :))
تحریریه سابق - آیت سلطانی

آیت سلطانی