بازی Lou’s Lagoon در نگاه اول یک ماجراجویی رنگارنگ و آرام در میان جزایری متنوع است؛ بازیای که با جمعآوری منابع، ساختوساز، انجام مأموریت و گشتوگذار در محیط میتواند در چند ساعت اول سرگرمکننده باشد. اما هرچه بیشتر در بازی پیش میروید، تکرار فعالیتها و افت ریتم باعث میشود جذابیت اولیه آن کمکم از بین برود.
سفری که با یک سؤال شروع میشود
داستان Lou’s Lagoon قرار نیست شما را با یک روایت پیچیده و چندلایه روبهرو کند و اساساً هم چنین انتظاری از این سبک بازی نداریم. Lou ناپدید شده و اتفاقاتی باعث شده شرایط در مجمعالجزایر Limbo بههم بریزد. شما هم در جریان ماجرا به ساکنان مختلف کمک میکنید و قدمبهقدم جزایر را سر و سامان میدهید.
اما در میان تمام این اتفاقات، شاید تنها چیزی که واقعاً شما را قلقلک میدهد تا برای پیدا کردن جوابش جلو بروید، دلیل به وجود آمدن طوفان بزرگ در منطقه باشد. این سؤال بهخوبی در داستان گنجانده شده و سازندگان توانستهاند کنجکاوی لازم را برای دنبال کردن آن ایجاد کنند. شاید داستان در نهایت آن عمقی را که انتظار دارید نداشته باشد، اما برای چنین بازیای همین اندازه کافی است و نمیتوان ساده بودن روایت را بهعنوان یک نقطه ضعف جدی در نظر گرفت.

وقتی فرمول بازی را خیلی زود یاد میگیرید
بعد از مدتی، فرمول اصلی Lou’s Lagoon کاملاً برایتان روشن میشود: با شخصیتها صحبت کنید، مأموریت بگیرید، منابع جمع کنید و با استفاده از آنها ابزار و سازههای مختلف بسازید. در چند ساعت اول این چرخه کاملاً جواب میدهد. جمعآوری منابع حس پیشرفت دارد و طراحی ابزارها هم یکی از بخشهای جالب بازی است. حتی نحوه استفاده از ابزارها و جایگاهی که در ساختار کلی گیمپلی دارند، نشان میدهد سازندگان روی این قسمت فکر کردهاند.
ولی مشکل زمانی شروع میشود که بازی باید همین فرمول را گسترش دهد و نمیتواند به اندازه کافی تنوع ایجاد کند. مأموریتها و فعالیتها بیشتر به شکل همان چرخه اولیه ادامه پیدا میکنند و بعد از مدتی دیگر آن حس کشف و پیشرفت اولیه را ندارند.
یکی از مثالهای خوب، سیستم Crafting است. وقتی یک دستگاه مادهای را برای شما تولید میکند، انتظار طبیعی این است که محصول وارد Inventory شود، اما در بسیاری از مواقع محصول روی زمین میافتد و شما باید دوباره برگردید و آن را با ابزار مربوطه جمع کنید. یکی دو بار انجام این کار مشکلی ندارد، اما وقتی این فرآیند مرتب تکرار شود، دیگر بخشی از سرگرمی نیست؛ تبدیل به کاری اضافه میشود که فقط وقت شما را میگیرد. محدود بودن Inventory هم باعث میشود این روند بیشتر به چشم بیاید.
Tutorialها هم چندان کمک نمیکنند. آموزشها نسبتاً محدود هستند و بعضی مواقع درست زمانی که به اطلاعات بیشتری احتیاج دارید، بازی توضیح چندانی ارائه نمیدهد. این موضوع برای تجربهای که ظاهر کودکانه و سادهای دارد، کمی عجیب است؛ چون از یک طرف بازی برای کودکان طراحی شده و از طرف دیگر بعضی سیستمهایش آنقدر ساده توضیح داده نمیشوند.
تکراری که کم کم انگیزه را نیز از بین می رود
شاید مهمتر از تکراری شدن فعالیتها، اتفاقی باشد که برای ریتم بازی میافتد. Lou’s Lagoon در ادامه نمیتواند هیجان و انگیزهای را که در ساعات ابتدایی ایجاد کرده حفظ کند. به عنوان نگارنده در بخشهایی از بازی مدام این حس را داشتم که در حال انجام یک «مأموریت باری به هر جهت» هستم؛ مأموریتی که فقط باید انجام شود، بدون اینکه واقعاً کنجکاو باشم بدانم چرا یا قرار است بعد از آن چه اتفاقی بیفتد. اما درست در طرف مقابل، گاهی با خودم فکر میکردم اگر بازی را رها کنم، شاید یک تجربه خیلی متفاوت و منحصربهفرد را از دست بدهم.
این رفتوبرگشت عجیب بین «دیگر انگیزهای برای ادامه ندارم» و «شاید در ادامه چیزی منتظرم باشد که نباید از دستش بدهم»، بهجای اینکه اشتیاق ایجاد کند، بیشتر روی اعصابم برای ادامه دادن بازی تأثیر گذاشت. اگر بخواهم این حس را با یک مثال ساده توضیح بدهم، Lou’s Lagoon برای من شبیه یک توکن کریپتویی بود؛ اوایل با هیجان بالا میرود و فکر میکنید قرار است اتفاق بزرگی بیفتد، اما بعد ناگهان نمودار سقوط میکند و دیگر آن هیجان اولیه برنمیگردد.
دنیایی که از خود بازی جذابتر است
نمیتوان از دنیای Lou’s Lagoon بهسادگی گذشت. جزایر رنگارنگ و متنوع هستند و گشتوگذار در آنها، حداقل در ابتدای بازی، واقعاً لذتبخش است. موجودات مختلف و دشمنان هم به این تنوع کمک میکنند و طراحی آنها در محیطهای مختلف گاهی من را به یاد Creatures of Ava انداخت؛ نه به معنای کپیبرداری، بلکه بیشتر از نظر استفاده از محیطهای رنگارنگ و موجودات متفاوت برای جذابتر کردن جهان بازی.
در عین حال، بازی از نظر هویت کمی بین دو دنیا گیر کرده است. ظاهر و فضای آن کاملاً کودکانه و شاد است، اما وقتی تعداد ابزارها، وسایل و گزینههای مختلف بیشتر میشود، رابط کاربری هم شلوغتر و پیچیدهتر به نظر میرسد. چیزی که در شروع ساده و قابل فهم است، به مرور میتواند برای مخاطب هدف بازی کمی گیجکننده شود.
هواپیما: پتانسیلی که به پرواز در نیامد
یکی از جذابترین ایدههای Lou’s Lagoon هواپیمای دریایی است؛ ایدهای که متأسفانه آنطور که باید از پتانسیلش استفاده نمیکند. هواپیما بیشتر وسیلهای برای جابهجایی بین جزایر و تماشای محیط است و نقش چندان پررنگی در گیمپلی ندارد.
اتفاقاً بعضی از بخشهای پرواز بین جزایر این تصور را ایجاد میکنند که شاید سازندگان در ابتدا برنامههای بزرگتری برای آن داشتهاند، اما محدودیت زمانی، بودجه یا مسائل فنی اجازه نداده آن ایدهها به شکل کامل وارد بازی شوند. در نتیجه چیزی که میتوانست یکی از نقاط تمایز Lou’s Lagoon باشد، بیشتر به یک قابلیت جانبی تبدیل شده است.

وقتی حرکت کردن هم به اندازه کافی راحت نیست
پلتفرمینگ بازی هم همیشه تجربه خوبی ارائه نمیدهد. شخصیت هنگام دویدن حس سنگینی دارد و حتی افزایش سرعت دویدن هم آنقدر که انتظار دارید سرعت کلی بازی را تغییر نمیدهد. پرشها نیز گاهی با محیط اطراف هماهنگ نیستند؛ ارتفاع و محدوده پرش همیشه منطقی به نظر نمیرسد و همین موضوع باعث میشود بعضی بخشهای محیط حس تعادل مناسبی نداشته باشند.
وقتی این مشکلات را کنار ریتم ضعیف و فعالیتهای تکراری قرار میدهیم، گشتوگذار در محیط که باید یکی از جذابترین بخشهای بازی باشد، در بعضی مواقع خودش به عاملی برای خستگی تبدیل میشود. از طرف دیگر، بازی از نظر فنی هم چندان وضعیت ایدهآلی ندارد. باگها کم نیستند؛ گاهی شخصیت بین اشیا گیر میکند و راه مشخصی برای خارج شدن ندارد و در بعضی مواقع دوربین پشت اشیا قرار میگیرد و دید شما را میگیرد. افت فریم شدید در بعضی مناطق نیز عجیب است، مخصوصاً زمانی که محیط چندان شلوغ نیست. Loading بعضی بخشها هم بیش از حد طول میکشد.
موسیقی اما برخلاف بسیاری از این مشکلات، عملکرد قابل قبولی دارد و با فضای شاد و رنگارنگ بازی هماهنگ است. در مقابل، صداگذاری شخصیتها کیفیت یکدستی ندارد و بعضی اجراها آنقدر ضعیف هستند که بیشتر از اینکه به فضای بازی کمک کنند، توی ذوق میزنند.
شروعی که ادامه خوبی ندارد
Lou’s Lagoon بازی بدی نیست؛ اتفاقاً شاید مشکل اصلی این باشد که در همان ابتدا به شما نشان میدهد میتوانست بازی خیلی بهتری باشد. دنیای زیبا، ابزارهای جالب، سیستم جمعآوری و ساختوساز و حتی ایده هواپیما، همگی پایههای مناسبی برای ساخت یک تجربه سرگرمکننده هستند.
اما بازی نمیتواند این ایدهها را در طول مسیر به اندازه کافی گسترش دهد. فعالیتها تکراری میشوند، ریتم افت میکند، بعضی سیستمها مثل Crafting و Inventory بهجای سرگرمی تبدیل به عامل خستگی میشوند و مشکلات کنترل و فنی هم شرایط را سختتر میکنند.
در نهایت، Lou’s Lagoon شما را با یک شروع امیدوارکننده وارد جزایرش میکند، اما هرچه بیشتر در آنها میگردید، بیشتر متوجه میشوید که بخش زیادی از آن چیزی که قرار بوده شما را برای ادامه دادن ترغیب کند، همان چیزی بوده که در چند ساعت اول تجربه کردهاید. در نهایت تجربه این بازی به عنوان یک بازی خوب از دید ما به وقت گذاشتن برای آن می ارزد.
English Section
بررسی بازی Lou’s Lagoon روی PS5 و به واسطه کد ارسالی سازنده انجام گرفته است.
نقد و بررسی بازی Lou's Lagoon
برخی نکات برجسته و قابل ذکر در بازی
دنیای رنگارنگ، متنوع و لذتبخش برای گشتوگذار
طراحی خوب ابزارها و سیستم جمعآوری و ساختوساز
ایده جذاب هواپیمای دریایی ولی استفاده محدود از پتانسیل آن
تکراری شدن سریع گیمپلی و افت محسوس ریتم و انگیزه
Inventory محدود و رابط کاربری شلوغ
کنترل سنگین و پلتفرمینگ نامتعادل
مشکلات فنی متعدد؛ از باگ و مشکلات دوربین تا افت فریم و Loadingهای طولانی
صداگذاری ضعیف و ناهماهنگ











نظری ارسال کنید