نقد و بررسی

زامبی‌ها در گذر زمان – نقد و بررسی Red Dead Redemption: Undead Nightmare

زامبی‌ها در گذر زمان – :

شايد کمتر بازيبازي باشد که موفقيت بزرگ San Diego در سال گذشته با انکار کند. پنجره اي جديدي را در دنياي بازي گشود به صورتي که شايد بتوان گفت اين بازي يکي از بهترين عناوين Open Word اين نسل بوده است.

اما کار در همين جا تمام نمي شود و سازندگان بازي با عرضه DLC هاي مختلف سعي بر اين داشته اند تا بازي خود را به روز نگه دارند و حتي خط داستاني جديد به بازي اضافه کنند. يکي از همين DLC ها است که خط داستاني جديدي به بازي اضافه کرده است و بر خلاف آنچه تصور مي شد اين DLC نيز بسيار موفق بوده است.

پدر مهربان

هميشه تصور مي شود که حضور زامبي ها در يک بازي مساوي با کليشه اي بودن آن بازي است، اما در داستان بازي بسيار عالي ساخته و پرداخته شده است و وجود زامبي هاي در غرب وحشي نکته اي است که هيچ فردي نمي تواند بر چسب کليشه اي بودن به آن بچسباند!  داستان بازي از آنجا شروع مي شود که در غروبي وحشتناک که همه چيز عجيب به نظر مي رسد جان مارستون به خانه بر مي گردد و در عين حال عموي جان که با خانواده او زندگي مي کند شب به خانه باز نمي گردد.

عموي جان ناگهان در نيمه شب با حال و روزي وحشتناک و زامبي مانند به خانه باز مي گردد و در طول يک مجادله همسر و پسر جان مارستون به زامبي تبديل مي شوند. حال جان خانه را ترک مي کند تا بار ديگر خانواده خود را نجات دهد. شايد داستان کمي ساده و به دور از هر گونه فراز و نشيب به نظر برسد اما بعد از کمي پيشروي داستان بازي نيز کمي پيچيده تر مي شود و اين نکته باعث جذاب تر شدن داستان بازي مي شود.

با پيشروي در داستان بازي با شخصيت هاي بازي اصلي برخورد مي کنيد و حتي بعضي از آنها ماموريت هاي مختلفي براي بازيباز در نظر مي گيرند. در نگاه کلي خط داستاني بازي بسيار زيبا طراحي شده است و به نوعي بازيباز را مجاب به تمام کردن داستان عجيب زامبي ها در غرب وحشي مي کند.

وقتي جايي براي فرار نيست!

در تمامي شهر ها و حتي روستا هاي کوچک توسط زامبي ها تسخير شده اند و بازيباز براي پيشروي در بازي و سهولت در رفت و آمد بايد ابتدا تمامي شهر ها را پاک سازي کند. براي پاک سازي شهر ها بعد از ورود به آنها بايد تعداد خاصي زامبي را از پا در آورد و براي تسريع در اين امر مي توان به بازماندگاني که در حال مبارزه هستند مهمات اهدا کرد.

شهر هاي تسخير شده توسط زامبي ها 2 حالت مختلف دارند. در حالت اول شهر مورد حمله قرار گرفته است و بر روي نقشه به صورت City is Under Attack مشخص مي شود و در حالت دوم زامبي ها توانسته اند به صورت تقريبا کامل شهر را مورد تصرف قرار دهند و شهر با عبارت Overrun در نقشه مشخص مي شود.

در حالت اول آزاد سازي شهر تقريبا بسيار آسان است اما در حالت دوم آزاد کردن شهر بسيار سخت به نظر خواهد رسيد چون تعداد زامبي ها در اين نوع شهر ها بسيار زياد است و عمليات آزاد سازي شهر بيشتر شبيه به بازي Left 4 Dead خواهد شد!

در مهمات براي اسلحه ها کمياب تر شده اند و يکي از راه هاي دسترسي آسان به مهمات آزادسازي شهر هاي مختلف است که مهمات بسيار زيادي در اختيار بازيباز قرار خواهند داد و از آنجا که تنها راه از پا در آوردن زامبي ها شليک کردن مستقيم به سر آنها است امکان هدر رفتن مهمات بسيار زياد است.

حتما قابليت Dead Eye از عنوان اصلي را به خاطر داريد. بسياري از بازيباز ها از اين قابليت استفاده نمي کردند اما در استفاده از اين قابليت در بسيار از مواقع ضروري است و شايد زنده ماندن بدون اين قابليت تقريبا غير ممکن باشد

در طول بازي ماموريت هاي بسيار جالبي وجود دارد که بسياري از آنها بر اساس خرافاتي که در بين مردم شايع است طراحي شده اند. انجام اين ماموريت ها در کنار ماموريت هاي اصلي بسيار جالب خواهد بود و بازي را از تکراري شدن نجات مي دهد.

همچنين وجود چهار اسب آخرالزمان نيز در بازي بسيار جالب و بي همتا است. هر کدام از اين اسب ها قابليت هاي مخصوص به خود را دارند و مهم ترين نکته در مورد اين چهار اسب اين است که هيچ وقت قدرت آنها براي دويدن به اتمام نمي رسد و بازيباز مي تواند تمام نقشه را بدون اينکه نگران نيروي اسب خود باشد به گردش بپردازد.

پيدا کردن اين اسب ها نياز به انجام ماموريت خاصي ندارد و آنها به صورت تصادفي نزديک بازيباز ظاهر مي شوند و بازيباز مي تواند آنها را همانند اسب هاي معمولي با طناب گرفته و رام کند. يکي ديگر از نکاتي که باعث مي شود کماکان جذاب به نظر برسد و بازي در طول پيشروي بازيباز تکراري به نظر نرسد تنوع بسيار خوب زامبي ها است.

چندين مدل مختلف از اين موجودات عجيب در بازي يافت مي شود که هر يک از اين نوع موجودات حملات مختلفي دارند که اين نکته هيجان مبارزات را در بازي افزايش داده است. در اين بسته الحاقي اسلحه هاي جديدي وجود دارد که شايد از مهم ترين آنها بتوان به اسلحه اي اشاره کرد که همانند Grenade Launcher عمل مي کند.

بهترين موقع استفاده از اين اسلحه وقتي است که بازيباز توسط گروه بزرگي از زامبي ها محاصره شده است و تقريبا نجات دادن شهر ها و انجام ماموريت هاي دشوار در نيمه دوم بازي بدون اين اسلحه کار بسيار سختي خواهد بود.

روز هاي تاريک

گرافيک بصري در   بسيار زيبا است و تغييراتي که در نقشه بازي و طراحي شهر ها انجام شده است وقوع يک فاجعه را کاملا به نمايش مي گذارد. طراحي حيوانات و زامبي ها نيز بسيار زيبا انجام شده اند اما بزرگترين مشکل در قسمت گرافيک افت فريم هاي وحشتناکي است که در طول مبارزه با تعداد زياد زامبي ها رخ مي دهد.

اين افت نرخ فريم به حدي زياد است که در بعضي مواقع مبارزه را غير ممکن مي کند. در قسمت صدا گذاري بازي تغيير آنچناني نسبت به نسخه اصلي نداشته است و موسيقي متن و صداگذاري همانند بازي اصلي بسيار عالي و تاثير گذار کار شده است.

در نگاه کلي يکي از بهترين بسته هاي الحاقي است که در نسل حاضر براي يک بازي بسيار موفق عرضه شده است. به صورت کلي بازي تمامي مکانيزم بازي اصلي را حفظ کرده است و سازندگان با اضافه کردن خط داستاني کاملا مجزا و دلچسب، اضافه کردن ماموريت هاي جانبي نفس گير و جذاب، اضافه کردن قسمت هاي جديد به گيم پلي بازي و اضافه کردن اسلحه هاي جديد باعث شده اند تا تقريبا يک بازي مستقل به نظر برسد.

  • 8.7/10
    امتیار نهایی - 8.7/10
8.7/10

برخی نکات مثبت و منفی در بازی

نکات مثبت:
داستان عالي
ماموريت هاي جانبي جذاب
اضافات و اسلحه هاي جديد

نکات منفي:
وجود بعضي از باگ ها
افت نرخ فريم در لحاظات بسيار شلوغ

جواد محسنی

جواد محسنی

دبیر بخش خبر وبسایت VGMAG